ممات

زندگی نیست "ممات" است تو را کم دارد ....

ممات

زندگی نیست "ممات" است تو را کم دارد ....

ممات

حاجی نوشت:
خیلی وقت ها که ناملایمات روزگار وناحق شدن حق وبی عدالتی ها را می بینم ،وقتی که معتبر شدن نالایقان و مدعیان دروغین وتوخالی اسلام وتملق دروغین مگس صفتان را می بینم ناخودآگاه غم فضای سینه ام را می گیردو احساس دلتنگی می کنم.اما این جمله از یکی از دوستان دلسوخته تسکینم می دهد:
"بازی هنوز تمام نشده است".
التماس دعا
کانال تلگرامی:
https://t.me/zendegechannel

آخرین نظرات
  • ۲۴ آذر ۹۵، ۲۱:۲۰ - خوب
    عالی
  • ۲ آذر ۹۵، ۰۰:۰۵ - م.د
    :(

۲۷ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

‏خوبی دایناسورها این بود که همون اول تا دیدن اوضاع اینجوریه، 

.
.
.
.
.
.
.


جمع کردن رفتن..!


{-65-}
پ.ن:

نخند آقا،نخند !
به شما میگم نخند!{-60-}
بحث یک عمر زندگیه...!
مسخره بازی که نیست...!


تبر بـه دوش به دنبـال خویـش می گـردم

 


کـه بشکنـم مگـراین"لات" بی سر و پـا را



« ضعف مرا به حساب انقلاب و مکتب من نگذارید »



این جمله با همه حرف می زد

نصب کرده بود پشت میزش

خیلی مواظب بود خلاف زیر دستانش را کسی به نام انقلاب نگذارد

از انقلاب برای خودش مایه نمی گذاشت

هیچ وقت...

"شهید محمدعلی رجایی"


سه شنبه هفته ای که گذشت  بعد از هشت ساعت کلاس، دوان دوان به سمت ایستگاه اتوبوس آمدیم که اگر خدای عزوجل بخواهد وقسمت باشد گورمان را از دانشگاه بکنیم وشرمان را کم کنیم فرسخ ها راه را طی کردیم و خلاصه از دانشگاه خارج شده وبه ایستگاه رسیدیم هنوز جایمان بر روی صندلی های ایستگاه گرم نشده بود که ناگاه یکی برگشت گفت:چطور شما سخنرانی تشریف نبرده اید؟

بعد از جست وجو های فراوان دریافتیم که استاد قرائتی در یکی از تالارهای دانشگاه ،جلسه هفتگی درسهایی از قرآن را دارند ،دل یک دله کردیم وگفتیم" لا ضرر ولاضرار "برگشتیم دوباره فرسخ ها تا تالار را باچشمانی خسته ،پاهایی ناله کنان وبدتر از آن شکمی که غار وغورش گوش فلک را کر کرده بود چرا که زبان بسته از هشت صبح تا چهاربعد از ظهر چیزی نبلعیده بود.

خلاصه رفتیم به تالار مذکور...

اندکی از سخنرانی های استاد گذشته بودومحوریت سخنرانی علم و دانشجووزندگی  بود ،به قول خودشان که فرمودند: سخنرانی امروز ما سخنرانی "خارشی "بودچگونه وقتی جایی از بدنت  خارش می گیرد می خارانید وحال می آید وبعد از خارشتان هیچ اثری از حال آمدنتان  وحس خارش آن  نیست سخنرانی امروز هم اینگونه است همه در طول سخنرانی به به وچه چه می کنند وخوششان می آید ومی گویند باید کاری کنیم اما وقتی از این در بیرون می رویند هر دو فراموش می کنند

 

بخشی از سخنان استاد که اکثرا نقل به مضمون است:

1)جوانان دانشجو باید قدر فرصت های خود را بدانند و از وقت خود به درستی استفاده کنند2)داشتن لیسانس و مدرک بدون داشتن مهارت و هنر برای مدیریت کافی نیست و برخی از افراد تحصیل نکرده از افراد تحصیلکرده موفق تر هستند و در رتبه های بالاتری نسبت به افراد تحصیلکرده قراردارند.

3)جوانان نباید به دنبال کارهایی که در عقل و در قرآن وجود ندارد بروند. 4)دانشجویان در طول چهار سال تحصیلی لیسانس با در نظر گرفتن تعطیلات فقط یکسال، تحصیل می کنند و بقیه اوقات تعطیل می باشند که باید روی این ایام مدیریت داشته باشند.5)باید توجه داشته باشیم که عمرمان را در چه مواردی صرف می‌کنیم؛ به عنوان مثال امروزه تماشای برنامه‌های ورزشی و دیدن فیلم وقت زیادی از جوانان را می‌گیرد در حالی که استفاده بهینه آن است که خود به انجام ورزش بپردازیم.6)علمی که برای پول و نمره باشد هیچ ارزشی ندارد و سعی کنید پول حلال بدست آورید.7)ایشان  از دانشجویان خواست در کنار تحصیل هنر را فرا گرفته و منتظر استخدام در کارهای دولتی باشند. 8)جوانان به خصوص بانوان برای امر ازدواج سنگ‌اندازی نکنند و بهانه علم و دانش و طی مدارج لیسانس و فوق‌لیسانس را عنوان نکنند، زیرا در آیات قرآن کریم بر ازدواج به عنوان گزینه‌ای برای آرامش توصیه شده است.  9)باید جوانان در بازویشان هنر و در مغزشان اطلاعات مفید باشد.

10)ایشان در باب تنبلی این داستان را نقل کردند که حقیر نقل به مضمون آن را بیان می کنم تا شاید با شنیدنش رستگار شویم:

یه وقت دیدم که بنده خدایی در اتاقش بلند بلند فریاد می زند :

تو بودی که مانع پیشرفت من شدی

تو بودی که نگداشتی من وزیر بشم،وکیل بشم،قاضی بشم،رئیس بشم،دکتر بشم...

تو بودی که نگذاشتی من ...

رفتم داخل اتاقش ،گفتم :باتلفن صحبت می کردید؟

گفت:نه!

گفتم پس با خودتان صحبت می کردید؟

گفت :نه!

گفتم :باکی این همه داد وفریاد راه انداخته بودی؟

گفت:راستش حاجی آقا من یک عضو گشاد دارم که از اول تا بحال مانع پیشرفت وسعادت من شده است ومن از ابتدا تا بحال با آن درگیری دارم.

ودر این هنگام بود که تالار دانشگاه با خنده حضار از هم پکید.

 

 

 

 


توجه شما را به یک خبر طنز جلب می نمایم:

ولیعهد عربستان سعودی از تشکیل «ائتلاف اسلامی برای مبارزه با تروریسم» خبر داد. 

اگر قرار به خندیدن باشد، می شود تا فردا صبح به همین خبر خندید. 
اما از آن جایی که برای جلب کردن توجه دیگران وخنداندن ملت به من پول نمی دهند، به پیش بینی اتفاقات جهانی پس از این خبر می پردازیم:
1. تمام گرگ ها، کفتار ها و شغال های جهان پس از شنیدن این خبر ساعاتی را در شوک بودند و پس از در آمدن از شوک رسما اعلام کردند که می خواهند به علف خواری روی بیاورند. البته این تصمیم به دلیل کمبود علف در جهان باعث اعتراض علف خواران جهان شد و نماینده ی علف خواران از عربستان سعودی به دلیل انتشار این خبر شکایت کرد.
2. دو سوم عناصر داعش پس از شنیدن این خبر از شدت خنده، از سه نقطه جر خوردند و یک سوم باقی مانده سر به بیابان نهادند. 
3. تمام روباه های جهان خواستار حذف صفت((مکار)) از اسمشان شدند. آن ها سخاوتمندانه این صفت را تقدیم عربستان سعودی کردند. 
4. چندی از قبایل بومیان جنگل های آمازون که به تازگی با تکنولوژی و زندگی مدرن آشنا شده بودن، بلا فاصله بعد از شنیدن خبر، گوشی های خود را خوردند و تصمیم گرفتن در همان جنگل بمانند و به شکار گراز بپردازند. 
5. چندی از سران کشور های افسرده ی جهان، طی پیامهایی جداگانه از عربستان سعودی به خاطر بالا بردن سطح شادی و خنده در کشورشان تشکر کردند.
6. تمام مدارس نوبت صبح عربستان به مدت یک هفته تعطیل شدند. 
7. ویروس آنفولانزای h1n1 خود را به سازمان بهداشت جهانی تسلیم کرده و خواستار اشد مجازات برای خود شده است. 

تا طنزبعدی شما را به خداوند منان می سپاریم...!

فرماندهی خاکریز 

حاج محمود:)



"علی هاشمی طاهری، رییس کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای اسلامی شهر کاشان  با انتقاد از این که برخی از اتفاقات در این سریال در شأن مردم کاشان نیست، افزود: کاشان با امتیازات ویژه خود که در ایران می درخشد با ضعف این فیلم در به تصویر کشیدن مخروبه های کاشان و به سخره گرفتن لهجه زیبای کاشانی زیر سؤال رفت.به گفته وی، آقای سرافراز بداند که مردم کاشان بسیار از ساخت نامناسب سریال نفس گرم ناراحت هستند، از این رو شورای اسلامی شهر غم نامه ای که تنظیم کرده که برای رییس صدا و سیما ارسال خواهد کرد، چرا که پخش این سریال موجب آه سرد مردم کاشان شد و برای کاشانی ها نفس سرد نام گرفت.هاشمی طاهری با بیان این که در این فیلم کاشان را دارای دو بیمارستان، تعدد زوجین، مخروبه و دارای اعتقادات پایین نمایش داده است، افزود: کاشانی ها بودند که ۱۴۰۰ سال پیش برای دعوت حضرت سلطانعلی(ع) به مدینه رفتند.رییس کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای اسلامی شهر کاشان با تأکید بر جلوگیری از پخش سریال نفس گرم، گفت: ما قصدی بر ایجاد موجی که خدشه ای به نظام وارد کند، آنهم در نزدیک برگزاری انتخابات نداریم.وی با تأکید بر این که سبک زندگی در کاشان اسلامی و مؤمنانه است که در این سریال به آن توجه نشده است، گفت: تصاویر به نمایش گذاشته شده برای کاشان ضد تبلیغ است و موجب عدم استقبال مسافران از این شهر می شود.به گفته وی، کاشان دارای لهجه ای اصیل است که در سریال نفس گرم به دلیل عدم توانایی بازیگران در ادای این لهجه شیرین به بازی گرفته شده است."

2mo5pow.gif97.gif

الان ما کاشانیها باید اعتراض کنیم به لهجه ی افتضاح بازیگران در "نفس گرم"؟به مخروبه نشان دادن کاشان؟

به نسبت دادن  تعدد زوجین به ما؟به نشان دادن  فساد در کاشان ؟کلا فیلم باید تعطیل بشه؟

ولی نه از اونجایی که ما جنبه داریم{-6-} میذاریم بقیه ی مردم فیلمشون رو ببینند!مظلوم تر از مردم کاشان کجا گیر می آرین؟

بعله:)

ولی خدایی اگر بدون لهجه بازی می کردند چه مشکلی پیش می آمد؟کجای فیلم ناقص میشد؟تازه بازیگران فلک زده هم اینقدر اذیت نمی شدند وکسی هم ناراحت نمی شد...!



در حکمت 395 نهج البلاغه حضرت امیر می فرمایند:

مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

کسی که به کارهای پراکنده بپردازد، از یافتن راه حل صحیحبرای آنها ناتوان می ماند.

 یک ضرب المثل فارسی ، که به پیروی از کلام امام علیه السلام در زبان ما پیدا شده است می گوید:همه کاره ها، هیچکاره اند!ولی متاءسفانه ، این عیب در بعضی از افراد وجود داردکه خود راهمه کاره می دانند. یعنی ، در آن واحد، به چند کار مختلفمی پردازد، و انتظار هم دارند که در تمام آن کارها، موفق و سر بلند باشد.در حالیکه ، چنین افرادی ، نه تنها در کار خود موفق نمی شوند، بلکه به دههامشکل و ناراحتی برخورد می کنند که از چاره جویی و یافتن راه حل آنهاعاجز می مانند، علاوه باعث می شوند که چرخ امور جامعه نیز بخوابد و به افراداجتماعی هم لطمه بخورد. زیرا در جامعه بشری ، کارهای مردم ، به یکدیگرمربوط و پیوسته است ، طوری که اگر در یک گوشه از جامعه ، کاری معطل بماندو به خوبی انجام نشود، کارهای دیگران هم ، بر اثر آن ، معطل خواهد ماند.از قدیم گفته اند:شکارچی طمع کاری که در آن واحد دنبال دو خرگوش ‍ بدود،هیچکدام را نمی تواند شکار کند. انسانی هم که بخواهند در آن واحد، دنبال چندکار برود، هیچکدام از آن کارها را، یاد نمی گیرد و در هیچ رشته یی ، نمی توانمهارت لازم را بدست آورد. بدون شک ، اگر کسی بگوید:من هم پزشکی می دانم
هم معماری می کنم ، هم نان می پزم ، هم قالیباف هستم ، هم در نجاریو در و پنجره سازی مهارت دارم و هم رادیو و تلویزیون تعمیر می کنم مطمئن باشیدکه هیچکدام از این کارها را بلد نیست . و اگر هم ، از هر یک از این کارها، اطلاعی
داشته باشد، اطلاع او آن قدر کم و ناچیز است که هیچگاه موفق نخواهد شدیکی از این کارها را به درستی انجام دهد.
پس ، انسان عاقل کسی است که : بجای آن که فکر و وقت خود را تلف کندو از هر کاری ، مقدار کمی یاد بگیرد، نیروی خود را صرف یادگیری و انجام یک کارکند تا هم در زندگی شخصی موفق شود، و هم وجودش برای جامعه فایده
بیشتری داشته باشند.
  • بکار گونه گون هر کس که پرداختبهر ساعت بمیدانى فرس تاخت
  • براى خویشتن نگزیده راهىبدین ره گاه و در آن راه گاهى
  • ز رنگارنگ گیتى خورده بازىبرویش بسته باب چاره سازى
  • به بند اختلال فکر گیر استبچاه کار گوناگون اسیر است
  • گر انسان بهر خود یک ره گزیندخوش و آسوده و خرّم نشیند


یکی از ارادتمندان مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی (رحمه الله) می گوید:

 

روزی جهت عرض ادب و دست بوسی خدمت آقا جان کوهستانی رسیدیم، اوایل طلبگی من بود، جمعی نزد ایشان نشسته بودند؛ هنگامی که جهت تجدید وضو برخاستند متوجه حقیر شد و دست مبارک خود را در گردن من انداخت، مثل پدری مهربان از من احوال‎پرسی کرد و این برخورد محبت آمیز سخت مرا مجذوب ایشان کرد، آن گاه فرمود:

«تا به حال شتر دیده ای؟»

عرض کردم: خودش را ندیدم، ولی عکسش را در کتاب دیدم.

سپس گفتند:

« در میان حیوانات اهلی، شتر بیش‎تر از حیوانات بار می‎شود، اگر اسب را پنجاه من گندم بار کنند شتر را یک‎صد من گندم بار می‎کنند. با توجه به این که بارش سنگین است، همیشه سالم است، چون جلوی پای خود را نگاه می‎کند. 

شما اول طلبگی‎تان است، اول جوانی شماست خیلی احتیاط کنید. مقداری آهسته تر حرکت کنید در مسائل و حوادث روز با شتاب تصمیم نگیرید.»

 بعد گفتند:

« فهمیدی چه گفتم؟ »

من با کمال خوشحالی عرض کردم: بلی آقا جان! کمی آهسته تر حرکت کنید.


 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «ان هذا الدین متین فاوغلوا فیه برفیق و لاتکرهوا عبادة الله الی عباد الله فتکونوا کالراکب المنبت الذی لا سفرا قطع و لاظهرا ابقی » ; (8) این دین محکم و متین است; پس با ملایمت در آن درآیید و عبادت خدا را به بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید تا مانند سوار درمانده ای باشید که نه مسافت پیموده و نه مرکبی به جا گذاشته است (به سبب زیادی سرعت، مرکبش در میان راه از رفتن بازمانده و خودش هم به مقصد نرسیده است) .



حقیر بارها به دیده مشاهده کرده ام کسانی که با تندی وجوزدگی کاری را شروع می کنند آن را ناتمام رها کرده وبه غایت نمی رسانند .

مثالی که با رفقا محض شوخی می زنیم این است که:آدمی را سگ بگیرد، جو نگیرد .

اگر می خواهید کاری را شروع کنید از کم شروع کنید می خواهید قرآن خوان شوید نگویید از فردا روزی 10صفحه می خوانم .نه برادر من این درست نیست البته اگر کسی بتواند خوب است اما اغلب دلزدگی ایجاد می کند بگویید روزی 5خط ولی مستمر ومداوم.نه 10 صفحه مقطعی.

برخی از نمونه های بارز آثار بد شتابزدگی و غیر عاقلانه عمل کردن، در سخن گفتن پدیدار می شود و انسان را گرفتار آفاتی چون قضاوت زود و نابجا درباره دیگران، تهمت زدن، آبرو بردن، اذیت مؤمن و... می کند. گاهی هم افراد فرصت طلب از سادگی و زودباور بودن دیگران استفاده می کنند. در حالی که مؤمن باید اول بیاندیشد و بعد سخن بگوید.

امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند:إنّی لاُحِبُّ اَن اُداوِمَ عَلَی العَمَلِ وَ اِن قَلَّ؛
من دوست دارم که کار را هر چند اندک باشد، ادامه و استمرار دهم.
کافی، ج2، ص 82

 در روایات متعدد آمده است که «کار اندک، اما مستمر بهتر از کار بسیاری است که ملال آور باشد.» حدیث امام سجاد علیه السّلام نیز همین نکته را بیان می کند. 

به یک مثال دقت کنید: گاهی رگبار تند باران، با سر وصدای زیاد می بارد، همه چیز را در هم می نوردد، سیل راه می افتد و گاهی آسیبهایی به خانه ها، مزرعه ها و جاده ها وارد می شود. 
اما نم نم باران، اگر چند روز هم پیاپی بیاید، زمینها سیراب می شوند، خسارتی در کار نیست، هوا لطیف می شود، درختان و گیاهان تشنه به حدّ کافی بهره می برند. 
در کارهای ما نیز، کار کم، ولی پیوسته و ادامه دار، بهتر از کار پر حجم و سنگینی است که تداوم نداشته باشد. در عبادات هم همین طور است. 
بعضی چند روزی به شدت به مستحبات و نوافل و ذکر و قرآن و دعا روی می آورند، ولی خسته می شوند و آن را به کلی ترک می کنند. 
بعضی هم مثلاً روزی یک صفحه قرآن می خوانند، یا فقط یک نافله می خوانند، ولی آن را به طور مستمر انجام می دهند. این ثمربخش تر و بهتر است. 
در دعای کمیل می خوانیم:
«والدَّوامَ فی الإتّصال بِخدمَتک...» و از خدا می طلبیم که پیوستگی و استمرار در خدمت خدا بودن و الهی زیستن و دعا و مناجات را به ما قسمت کند. درس خواندن، قرآن و حدیث حفظ کردن، صدقه دادن، عبادت کردن، اگر دوام داشته باشد، هر چند اندک، محبوب تر است و ثمربخش تر. 
اسب تازی دو تک رود به شتاب                             شتر آهسته می رود شب و روز 


رفته بودم قصابی,خیلی هم شلوغ بود
قصابه,گوشت هرکی آماده میشد
اینجوری صداش میزد:
گوساله کی بود؟؟؟؟
گوسفند بیا جلو
به یکی هم گفت:تو گوسفندی؟؟؟؟
گفت نه اقا من گاوم
.
.
.
خوشبختانه من جیگر خواسته بودم 
گفت جیگر بیاد جلو !

 nw (48).gif فرا رسیدن ماه شریف و پرخیر و برکت ربیع الاول را 
به امام زمان(عج) ومحبان ایشان تبریک عرض می کنیمnw (48).gif


sm(44).gif


  اول ماه است

نماز اول  ماه و صدقه  برایسلامتی آقاحجت بن الحسن (عج)

 فراموش   نشود .

یکم ربیع الاول 

از این ساده تر بلد نیستم

 

هوا سرد است

 

"مراقب خودت باش"